ماکت شهید محمد منتظر قائم
نخستين فرمانده سپاه پاسداران استان يزد
مسئول بنيانگذاري و تشکيل سپاه يزد و تصفيهي کميته
شناسه اثر : 4011118
- تولید کننده تمام محصولات
- ارسال سریع
- مناسب ترین قیمت
- پشتیبانی سریع با استفاده از تلفن ، ایتا و چت آنلاین سایت
ارسال سریع
موسسه طراحان انقلابی صحابیون در سریع ترین زمان ممکن محصولات را برای شما ارسال می کند
ماکت شهید محمد منتظر قائم
زندگینامه شهيد محمد منتظر قائم و معماي طبس
محمد منتظر قائم در سال ۱۳۲۷ هجري شمسي در يک خانوادهي مذهبي و کم بضاعت در شهر فردوس به دنيا آمد. پس از پايان سوم دبستان به يزد نزد اقوام پدري خود رفت و در آنجا به ادامهي تحصيل پرداخت. همزمان با قيام ۱۵ خرداد، محمد همراه پدر، در صف مبارزه با طاغوت درآمد و به تکثير و پخش اعلاميههاي امام خميني پرداخت. او با خلوص خاصي، عکس امام را به شيفتگان ميرساند و با همکلاسيهايش، بي پروا عليه رژيم شاه بحث ميکرد.
محمد بعد از پايان دبيرستان به خدمت سربازي رفت و پس از پايان خدمت در شرکت برق توانير مشغول به کار شد و همزمان با هدف برانداختن نظام شاهنشاهي و استقرار حکومت اسلامي با تشکيل گروهي به مبارزه پرداخت. در سال ۱۳۵۱ هـ . ش، اعضاي گروه شناسايي و محمد نيز دستگير و زنداني شدند و محمد تحت شکنجههاي وحشيانهي مأموران ساواک قرار گرفت؛ اما جانانه در مقابل شکنجهها مقاومت ميکرد و شکنجهگران را به ستوه آورد. سرانجام پس از ۱۵ ماه تحمل شکنجه و زندان، در حالي که هيچ اعترافي نکرده بود به ناچار او را آزاد نمودند.
پس از آزادي از زندان همچنان به مبارزه ادامه ميدهد و به همکاري با سازمان مجاهدين خلق (منافقين) که آن زمان وجههي خوبي در ميان مردم داشت، پرداخت؛ اما بعد از انحراف و تغيير ايدئولوژي سازمان، رابطهي خود را با آن قطع کرد؛ ولي همچنان به مبارزه عليه رژيم شاه ادامه ميداد. محمد بعد از پيروزي انقلاب اسلامي، خود را وقف انقلاب نمود و به عنوان نخستين فرمانده سپاه پاسداران استان يزد انتخاب شد و مسئول بنيانگذاري و تشکيل سپاه يزد و تصفيهي کميته گرديد. او سپاه را گسترش داد و با قاطعيت با ضد انقلاب به مبارزه برخاست.
مشکل بزرگ آقاي رئيس جمهور
تلفن محرمانهي رياست جمهوري در کاخ سفيد به صدا در آمد. منشي مخصوص رئيس گوشي را برداشت و با اضطراب به اتاق رئيس جمهور وصل کرد. مکالمهي فرد ناشناس ۲۰ دقيقه طول کشيد؛ پس از پايان مکالمه، رئيس جمهور به سرعت از منشي خواست تا يادداشتي كه در پاكت قرار داده شده را به ستاد کل بفرستد.
پس از فرار آمريکاييها از ايران، کاخ سفيد اعلاميهاي به اين شرح پخش کرد:
«آمريکا در عملياتي در صحراي طبس جهت آزادي جان گروگانهاي اسير در ايران با شکست روبهرو شد و اسناد سري و مهمي در درون هليكوپترها به جاي مانده است».
پس از اينكه مدت زمان کوتاهي از پخش اين اعلاميه از جانب کاخ سفيد سپري شد، به دستور مستقيم بنيصدر، که در آن زمان سمت فرماندهي کل قوا را داشت، هليكوپترهاي به جا مانده از عمليات آمريکاييها بمباران شد و اسناد سري و مهم باقي مانده در آتش سوختند و محمد منتظر قايم ـ فرمانده سپاه پاسداران انقلاب اسلامي يزد ـ که در منطقه از هليكوپترها محافظت ميکرد، به شهادت رسيد.
شهادت محمد منتظر قائم به روايت همرزمان:
ظهر جمعه پنجم ارديبهشت از ستاد مركزي سپاه تهران ، با برادر شهيد محمد منتظري قائم در يزد تماس ميگيرند كه خبر رسيده چند فروند هليكوپتر آمريكايي مردم را در كوير به گلوله ميبندد و يك آمريكايي زخمي شده هم ، در بيمارستان يزد است . بلافاصله در بيمارستانها تحقيق ميشود و قسمت دوم خبر تكذيب ميگردد ولي بعد از ساعتي از دفتر آيتالله صدوقي با سپاه تماس ميگيرند كه ، اينجا يك راننده تانكر است و ادعا دارد تانكر نفتش را آمريكاييها در جاده طبس آتش زدهاند . در پي اين گزارشات ، محمد تصميم ميگيرد كه هر چه سريعتر به منطقه بروند و از نزديك با حادثه برخورد نمايند.
آخرين دستخط شهيد نشان ميدهد كه وضع منطقه را حساس و حضور آمريكاييهاي مسلح و مهاجم را بنا بر اخبار و گزارشات رسيده قطعي ميدانسته است ، يكي از برادران پاسدار يزدي اينچنين گزارش ميدهد :
« وقتي قرار شد برويم محمد گفت : اول نمازمان را بخوانيم … ما كه نماز خوانديم و برگشتيم ، محمد هنوز در گوشه حياط سپاه مشغول نماز بود . او نماز را هميشه خوب ميخواند . اغلب ، در جمعها ، او را به دليل تقوايش ، پيشنماز ميكردند . با اينهمه ، اين بار نمازش حال ديگري داشت . بعد از آنكه تمام شد يكي از برادرها به شوخي گفت :
” نماز جعفر طيار ميخواندي ؟ ”
او با خوشحالي پاسخ داد : « به جنگ آمريكا ميرويم . شايد هم نماز آخرمان باشد »
در بين راه مثل هميشه شروع كرد به قرآن و حديث خواندن و تفسير كردن و توضيح دادن ، سوره اصحاب فيل را برايمان تشريح كرد و داستان ابرهه را … و گفت ، آمريكا قدرت پيروزي بر ما را ندارد و به توضيح بيشتر مسائل پرداخت ، از احاديث نيز استفاده ميكرد … محمد شهيد با آنكه يك فرمانده نظامي خوب بود ، يك معلم اخلاق و عقيده نيز بود . و باآنكه در مواقع لازم از قاطعيت و همچنين خشم و جسوري فراوان برخوردار بود اما در مواقع عادي از همه پاسداران متواضعتر و معموليتر بود ، از اينكه به او به چشم يك فرمانده نگاه كنيم ناراحت ميشد و با اينكه او ميبايست بيشتر نقش فرماندهي ، و تصميمگيري و طرح و نقشه را داشته باشد ولي علاوه بر آن همواره خود پيشقدم بود و بويژه در مواقع خطرناك حتما خودش نخست اقدام ميكرد ، از خودنمائي بشدت پرهيز داشت ، حتي زير گزارشات يا اطلاعيههائي كه اصولا با نام فرمانده سپاه اعلام يا ارسال ميشود ، از نوشتن نامش خودداري ميكرد ، كسي كه وارد سپاه ميشد امكان نداشت تا مدتي بفهمد او فرمانده ما هست . بيشترين كارها را خودش انجام ميداد . اغلب شبها نيز بخانه نميرفت و حتي بجاي ما هم پست ميداد ، غذا خيلي كم و ساده ميخورد ، بيشتر روزه ميگرفت ، روز قبل از شهادتش نيز كه پنجشنبه بود ، روزه بود …
راه طبس را با اينكه خاكي و خراب است با سرعت بسيار زياد طي كرديم . در راه از سرنشينان اتومبيلي كه از آنجا گذشته بودند ، سؤال كرديم ، گفتند آمريكائيها يك تانكر را آتش زده مسافرين يك اتوبوس را گروگان گرفته و هرچه داشتهاند بردهاند. «وقتي که به چند کيلومتري منطقهي فرود رسيديم، حدود پانزده نفر از برادران کميتهي طبس در آنجا بودند و عدهاي از برادران ژاندارمري نيز در آنجا حضور داشتند که يکي از آنها گفت: «منطقه، مينگذاري شده و يک فانتوم به طرف ما تيراندازي کرده است». صبح زود چون از فانتوم خبري نبود به منطقه رفتيم و تعداد هشت جسد در آنجا يافتيم. افسر ژاندارمري، براي اطمينان، حکم مأموريت ما را که براي غرب کشور بود، نگاه کرد و به ما گفت: «تا فردا در اينجا نگهباني دهيد»؛
ما كه ميرفتيم يك ستوان گفت : چون فانتومها اينجا پرواز كردهاند ، ميروم بيسيم بزنم به نيروي هوائي كه بدانند نيروي خودي در منطقه هست .
عدهاي از پاسداران فردوس و طبس نيز با ما تا ۱۰۰ متري هليكوپترها آمدند ولي جلوتر نيامدند ، ولي ما جلوتر رفتيم .
در اين موقع متوجهي طوفاني که حدود سه کيلومتر با ما فاصله داشت و معلوم بود که به سوي ما ميآيد، شديم. در اين لحظه فانتوم مزبور در بالاي سر ما ظاهر شد، وقتي طوفان شروع شد، مأموران ژاندارمري منطقه را ترک کردند؛ ولي ما پنج نفر پاسدار يزدي و برادران کميتهي طبس باقي مانديم. طوفان رسيد و ما در ميان طوفان حرکت کرديم تا اينکه به منطقهي فرود هليكوپترها رسيديم. دو فروند هليكوپتر در يک طرف جاده و چهار فروند در طرف ديگر جاده قرار داشت، يکي از هليكوپترها در حال سوختن بود و يک هواپيماي چهار موتوره نيز در کنار آن ميسوخت. ما در وسط جاده از اتومبيل پياده شديم و براي شناسايي به طرف آنها حرکت کرديم…»
محمد شهيد بدقت مراقب مينگذاري يا هر نوع تله انفجاري بود به موتورها و جيپ آمريكايي رسيديم اول محمد موتورها را بررسي كرد وقتي مطمئن شد كه مواد منفجره به آن وصل نيست رفتيم و آنها را روشن كرديم و با هم كنار جاده آورديم ، همچنين جيپ را .
شهيد محمد خوشحال و خندان گفت :
« خوب اينهم ۵ هليكوپترهايي كه در كردستان از دست داديم خدا رسانده است . » و خودش به سمت يكي از هليكوپترها رفت . طوفاني كه مدتي قبل آغاز شده بود كاملا برطرف شده بود و هوا صاف بود .
«… فرمانده ما خيلي با احتياط داخل يکي از هليكوپترها شد. پشت سر او من هم داخل هليكوپتر شدم… يک کلاسور محتوي چند ورقهي درجهبندي شده در آنجا پيدا کرديم و چون تخصصي در اين مورد نداشتيم آن را سر جاي خود گذاشتيم تا برادران ارتشي بيايند و آنها را مورد معاينه قرار دهند.»
«.. در داخل يکي از هليكوپترها، يک دستگاه رادار روشن بود. فانتوم ها يک دور زدند، سپس دوباره به طرف هليكوپترها آمدند و به وسيلهي تيربار کاليبر ۵۰، يک رگبار به طرف هليكوپترها بستند. اين رگبار دقيقاً به طرف هليكوپتري بسته شد که دستگاه رادار در آن روشن بود؛ در يک لحظه آن هليكوپتر منهدم شد. من به فرمانده مان گفتم: «برادر محمد، بيا از اينجا برويم.» گفت: «فعلاً وقت آن نرسيده، وقتي فانتوم ها دور شدند ما هم ميرويم»؛«به محض اينکه صداي فانتوم ها کم شد، ما به سرعت از هليكوپترها دور شديم و به هر صورت که بود، حدود ۲۰ متر دويديم و بعد روي زمين دراز کشيديم. برادر عباس سامعي که رانندهي ما بود، به طرف من آمد و گفت: « من تير خوردم، او با سرعت به طرف جاده رفت، برادر رستگاري در حال دويدن بود که من داد زدم تير خوردم، او در جواب گفت: «من هم زخمي شدهام.» و بعد روي زمين افتاد؛ چون از ناحيهي پا زخمي شده بود.»
«برادر عباس سامعي نيز که روي زمين دراز کشيده بود، بلند شد و مانند انسانهاي بيحال تلوتلو خورد و به زمين افتاد؛ من فکر کردم که از خستگي اين طور شده است. برادر رستگاري خودش را به طرف او کشاند و در کنارش دراز کشيد. برادر منتظر قايم هم در طرف ديگر خوابيده بود. رفت و برگشت فانتومها همچنان ادامه داشت و دو هليكوپتر که در آن طرف جاده قرار داشتند؛ هيچ کدام منفجر نشدند (البته بعد از آنکه به طبس رسيديم، با کمال تعجب شنيديم که فانتومها مجدداً بازگشته و يکي از آن هليكوپترها را منهدم کرده بود[ند]). من داد زدم سوييچ ماشين کجاست؟ برادر رستگاري گفت: «عباس زخمي شده و بي هوش است.» برادر محمد منتظر قائم همچنان در آن طرف جاده دراز کشيده بود. من به طرف او رفتم، وقتي نزديک شدم، ديدم مچ دستش قطع شده و پشت سرش افتاده است. فکر کردم مواد منفجره، دستش را قطع کرده است؛ جلوتر رفتم و او را صدا زدم، ولي جوابي نداد. چشمانش باز بود و چهرهي بسيار آرامي داشت، مانند آدمي كه در خواب است. زير بدنش خون زيادي ريخته بود. ديگر دلم نيامد که به او دست بزنم..
برادر زخمي ديگري كه همراه محمد به داخل هليكوپتر رفته است ميگويد :
« … در هليكوپتر اشياء مختلفي پيدا كرديم . از جمله يك كلاسور كه چند ورقه درجهبندي شده و مقداري هم رمز در آن بود … وقتي فانتومها آمدند و رفتند ، برادر شهيد و من از هليكوپترها پائين آمديم و به سرعت دور شديم اما بلافاصله فانتومها برگشتند . ما روي زمين خوابيديم و به حالت خيز درازكش پيش ميرفتيم . برادر عباس گفت : من تير خوردم . بعد بلند شد ولي تلوتلو خورد و بر زمين افتاد. فرمانده شهيد منتظر قائم هم در طرف ديگر خوابيده بود. رفت و برگشت فانتومها همچنان ادامه داشت . به طرف محمد برگشتم ، ديدم كه دست چپش قطع شده و پشت سرش افتاده است . او را صدا زدم ولي جوابي نشنيدم . چهره بسيار آرامي داشت . چشمانش تقريبا باز بود و لبانش مثل هميشه لبخند داشت ، آنقدر آرام روي كتفش بر زمين افتاده بود كه فكر كردم خواب رفته است ، اما زير بغل او پر از خون بود ، فهميدم محمد شهيد شده و به آرزويش رسيده است . ما نتوانستيم پيكر به خون خفته او را ببريم. لذا محمد همچنان بر روي ريگهاي كوير ، كه با خونش رنگين شده بود ، تا صبح با خداي خويش تنها باقي ماند و صبح هم با اينكه از كانالهاي گوناگون قول هليكوپتر و هواپيما براي آوردن جسد شهيد را به يزد بما دادند و حتي يكبار مردم طبس جمع شدند و با شكوه تمام جسد شهيد را تا فرودگاه تشييع كردند و با اينكه برادرانمان حكم براي سوار كردن شهيد و زخميها گرفته بودند ، اما بي نتيجه ماند و سرانجام نزديك غروب با آمبولانسي كه از يزد آمده بود ، شهيد و من را به يزد بردند و شهيد را فردا صبح با عظمت بي نظيري تشييع كردند … »
خون شهيد موجب رسوايي دوستان آمريکا
با توجه به اينکه بمباران هواپيماهاي ايراني به دستور بني صدرخائن، موجب شهادت شهيد منتظر قائم شد ، سوالاتي در مورد علت صدور دستور بمباران غنائم باقيمانده از ارتش آمريکا مطرح شد. پاسخ اين سوالات زماني آشکار شد که بني صدر از ايران فرار کرد .
در همان زمان آيتالله مهدوي كني … درباره مسائلي كه در كميسيون ( شوراي انقلاب ) مطرح شد اظهار داشت : « يكي از مسائل ، مربوط به بمباران كردن هليكوپترهاي باقيمانده و شهادت فرمانده پاسداران يزد در جريان اين بمباران و بعضي حوادث ديگر كه در اين باره واقع شده ، بوده است . شوراي انقلاب ۳ نفر را مأمور بررسي اين حوادث كرد تا اين حوادث را پيگيري كنند تا ببينند ماجراي بمباران چه بوده است و چرا توجه نكردند كه فرمانده سپاه پاسداران يزد شهيد و عدهاي مجروح بشوند و پارهاي حوادث ديگر كه ذكر آن مصلحت نيست . »
همچنين دانشجويان مسلمان يزدي دانشگاه تهران ، خواستار محاكمه عاملين شهادت فرمانده سپاه پاسداران يزد شدند :
« برادر مجاهد محمد منتظر قائم در ركاب بتشكن زمان امام خميني و در رابطه با حمله نظامي احمقانه امريكاي جنايتكار كه به لطف خداي تبارك و تعالي در هم شكسته شد به شهادت رسيد . ما اين شهادت پر افتخار را به پيشگاه امام امت و ملت قهرمان ايران و همچنين خانواده محترم شهيد تبريك ميگوئيم ، ولي ما شهادت برادر مجاهدمان را در رابطه با يك توطئه عليه انقلاب اسلامي ايران ميدانيم و از مقامات مسئول خصوصا شخص رئيس جمهوري (بني صدر) ميخواهيم كه چگونگي طراحي اين توطئه را كه منجر به شهادت اين برادر رزمنده شد براي ملت رشيد ايران و خانواده آن شهيد روشن نمايند …»
نيم ساعت بيشتر از خبر راديو آمريكا مبني بر وجود اسناد در هليكوپترها نگذشته بود که صحراي طبس به بهانه وجود مين و كماندوي خيالي بمباران ميشود. اين اقدام کاملا بر خلاف اصول نظامي و همه موازين منطقي بود. گذشته از اسناد ، هليكوپترهايي از بين رفت که هر كدام چند ميليون دلار ارزش داشت.
رئيس جمهور بني صدر در مصاحبه تلويزيوني پنجشنبه ۲۶/۲/۵۹ خيلي عادي با اين ” فاجعه ” برخورد كرد و با رد وجود هرگونه توطئه ، پس از بيست روز تنها به اين جمله اكتفا كرد كه “مسأله در حال پيگيري است”! پس از بمباران هليكوپترهاي آمريکاييها ـ که اسناد و مدارک مهمي مربوط به ادامهي طرح و برنامههاي آنها پس از انجام دادن مرحلهي اول عمليات در آنها بود ـ بني صدر علت اين اقدام را از بين بردن فرصت دوباره، براي استفادهي آمريکاييها از اين هليكوپترها اعلام کرد؛ در حالي که اگر چنين احتمالي وجود داشت، باز کردن وسايل و قطعات حساس پروازي کافي بود. که آنها را از کار بيندازد. علاوه بر اين اضافه شدن پنج فروند از مدرنترين هليكوپترهاي جهان به نيروي هوايي ايران ميتوانست غنيمت جنگي بسيار خوبي باشد که با اين اقدام خائنانهي بنيصدر تحقق نيافت.
شناسه اثر : ۴۰۱۱۱۱۸
| وزن | 0.560 kg |
|---|---|
| ابعاد | 0.5 × 64 × 180 cm |
| جنس چاپ | استیکر مات / استیکر براق |
| جنس ماکت | چاپ استیکر بر روی کارتن پلاست 5میل |
| نگهدارنده ماکت | میله استیل و پایه شیشه ای |
| بسته بندی | نایلون حبابدار |
newest products
جدیدترین محصولات
ماکت پهپاد جت رزمی کرار Karrar Jet UAV
ماکت پهپاد جت رزمی «کرار» (Karrar Jet UAV)
«کرار» نخستین پهپاد جت ایرانی است؛ نماد جسارت و فناوری بومی. این پرنده با موتور توربوجت و بدنه کامپوزیتی، قابلیت پرواز تا ارتفاع ۱۰ کیلومتر و سرعت حدود ۹۰۰ کیلومتر در ساعت دارد و در مأموریتهای رزمی، شناسایی و پشتیبانی هوایی بهکار میرود.
نسخهٔ ماکت با ابعاد طول 190 سانتیمتر و دهانهٔ بال 154 سانتیمتر، بهصورت دقیق بر اساس مدل واقعی ساخته شده؛ مناسب برای نمایشگاههای دفاع مقدس، موزهها و پروژههای آموزشی.
ویژگیها: طراحی جتگونه، فرم آیرودینامیک دقیق، و قابلیت رنگآمیزی اختصاصی.
کرار، پرندهای از ایمان و اراده— جلوهای از شعار جاودانۀ «ما میتوانیم».
شناسه اثر: 4011672
ماکت پهپاد آرش Arash UAV
ماکت پهپاد آرش Arash UAV
ماکت پهپاد انتحاری/کروز آرش (Arash UAV)
«آرش» یک پهپاد انتحاری/موشک کروز بومی ساخت ایران است که برای عملیات تهاجمی برد بلند و اصابت دقیق به اهداف مهم طراحی شده است. این پرنده با استفاده از موتور جت و طراحی آیرودینامیک کارآمد، قادر است مسافتهای صدها کیلومتری را با سرعت بالا طی کند. مأموریت اصلی آن انهدام اهداف راهبردی، مراکز تجمع نیرو یا زیرساختهای حیاتی دشمن با کمترین احتمال رهگیری است. نسخههای مختلف این سامانه بسته به مأموریت، در نوع کلاهک و برد عملیاتی تفاوت دارند.
نسخهٔ ماکت ارائهشده با ابعاد تقریبی دهانه بال 100 سانتیمتر، طول 125 سانتیمتر و ارتفاع حدود 50 سانتیمتر، با دقت بالا بر اساس نسخه عملیاتی طراحی و ساخته شده است. این ماکت برای استفاده در نمایشگاههای دفاع مقدس، موزهها، پروژههای آموزشی یا یادبود مناسب بوده و قابلیت رنگآمیزی و شابلونزنی اختصاصی (پرچم، نام محصول، شماره سریال) را داراست.
ویژگیهای برجسته این محصول شامل فرم بال پسگرای پایدار، دم T‑شکل با یک سکان عمودی، موتور جت با نازل عقبی، و جزئیات تکمیلی بدنه است که آن را به گزینهای ایدهآل برای دکور ماندگار یا استفاده در فضای باز و بسته تبدیل میکند.
ماکت پهپاد شاهد ۱۳۶ (Shahed‑۱۳۶)
ماکت پهپاد شاهد 136 (Shahed‑136)
پهپاد تهاجمی شاهد‑۱۳۶ (Shahed‑136)
بیشتر بدانیم: پهپاد شاهد‑۱۳۶ یک سامانه پروازی تهاجمی با طراحی بالدلتا و موتور ملخی عقب است که به منظور اجرای عملیاتهای دقیق در عمق منطقه هدف توسعه یافته است. این پرنده با برد بسیار بالا، توان حمل سرجنگی قدرتمند و سطح مقطع راداری پایین، قادر به ایجاد برتری در میدان نبرد و ضربه به اهداف حیاتی دشمن میباشد.
شاهد‑۱۳۶ به واسطه ابعاد جمعوجور و قابلیت پرتاب از لانچرهای چندگانه، انعطاف عملیاتی بالایی دارد و میتواند در مأموریتهای انهدام زیرساختها، مراکز حیاتی و پشتیبانی نیروهای خط مقدم به کار رود. طراحی ساده اما کارآمد این پهپاد، آن را به گزینهای ایدهآل برای عملیاتهای پرریسک و طولانی بدل کرده است.
ویژگیهای برجسته شامل برد پروازی بیش از هزار کیلومتر، سرعت قابلتوجه در سطح پرواز پست، و قابلیت نفوذ در محیطهای دارای پدافند هوایی است. به همین دلیل، این محصول میتواند علاوه بر نقش عملیاتی رزمی، به عنوان یک قطعه شاخص در پروژههای دکوری، نمایشگاههای دفاع مقدس و مجموعههای یادبود نظامی نیز مورد استفاده قرار گیرد.
ماکت پهپاد شاهد ۱۷۱ سیمرغ
ماکت پهپاد شاهد 171 سیمرغ
ماکت پهپاد شناسایی / رزمی شاهد‑۱۷۱ «سیمرغ» (Shahed‑171 Simorgh)
بیشتر بدانیم: شاهد‑۱۷۱ یک پهپاد مدرن با طراحی بال پرنده (Flying Wing) و الهام از سامانه RQ‑170 Sentinel آمریکایی است که با مهندسی بومی بازطراحی و تولید شده. این پرنده با سطح مقطع راداری بسیار پایین، سامانههای پیشرفته شناسایی، و توان حمل مهمات هدایتشونده، بهعنوان یکی از داراییهای راهبردی نیروی هوافضای سپاه پاسداران شناخته میشود.
نسخهٔ ماکت ارائهشده با ابعاد دهانه بال ۱۹۰ سانتیمتر، طول ۸۴ سانتیمتر و ارتفاع حدود ۲۴ سانتیمتر، با دقت بالا جزئیات نسخه واقعی را بازآفرینی کرده است. این ماکت بهطور خاص برای استفاده در نمایشگاههای دفاع مقدس، موزههای نظامی، پروژههای یادبود یا آموزش آکادمیک طراحی شده و قابلیت رنگآمیزی و شابلونزنی اختصاصی (پرچم، نام محصول، شماره سریال) را دارد.
ویژگیهای برجسته این محصول شامل فرم آیرودینامیک دقیق، سطح یکپارچه بدون دم عمودی و ابعاد قابلحمل است که آن را برای دکورهای ماندگار یا استفاده در فضای باز و بسته ایدهآل میسازد.
جعبه مهمات دکوری ۱۲.۷×۱۰۸ میلیمتری Ball Sniper
💠جعبه مهمات دکوری ۱۲.۷×۱۰۸ میلیمتری Ball Sniper
بیشتر بدانیم:جعبه مهمات در واقعیت شامل ۵۰ فشنگ کالیبر ۱۲.۷×۱۰۸ میلیمتری از نوع Ball Sniper است.
مهمات Ball Sniper بهطور ویژه برای استفاده در تکتیراندازهای سنگین ضدزره طراحی شده و از دقت و کیفیت ساخت بالاتری نسبت به نمونههای تیرباری برخوردار است. این مهمات در سلاحهایی مانند شاهر، AM-50 و سایر تکتیراندازهای ۱۲.۷ میلیمتری به کار میرود و علاوه بر آن، قابلیت استفاده در تیربارهای سنگین کالیبر ۱۲.۷ میلیمتری را نیز دارد.
ویژگیهای برجسته این محصول، شامل جنس بسیار مقاوم و سایز بزرگ آن است که میتواند بهعنوان یک گزینه مناسب برای دکورهای یادگاری یا پروژههای خاص یادبود، خصوصا نمایشگاه های دفاع مقدس انتخابی تاثیرگذار باشد.
❤️شناسه اثر : 4011634
جعبه مهمات دکوری ۷.۶۲×۵۴R
💠 جعبه مهمات دکوری ۷.۶۲×۵۴R
بیشتر بدانیم: این جعبه در اصل برای نگهداری و جابجایی مهمات کالیبر ۷.۶۲×۵۴R طراحی شده است. این نوع فشنگ، یکی از مهمترین و پرکاربردترین مهمات در سلاحهای شرقی همچون تیربار PKM، تفنگهای دراگانوف (SVD) و دیگر سلاحهای کالیبر ۷.۶۲×۵۴R محسوب میشود.
جنس بدنه این جعبه از چوب مقاوم بوده و با تسمههای فلزی تقویت شده تا در برابر فشار و ضربه مقاومت بالایی داشته باشد.
ویژگیهای برجسته این محصول، اصالت تاریخی، طراحی مستحکم و سایز بزرگ آن است که میتواند بهعنوان یک گزینه چشمگیر برای دکورهای یادگاری، پروژههای خاص یادبود و نمایشگاههای دفاع مقدس انتخابی ماندگار باشد.
❤️ شناسه اثر: 4011633
جعبه دکوری چاشنی و خرج انفجاری (FUZE & CHARGE Crate)
💠 جعبه دکوری چاشنی و خرج انفجاری (FUZE & CHARGE Crate)
بیشتر بدانیم: این جعبه در اصل برای نگهداری و حمل چاشنیها و خرجهای انفجاری مورد استفاده در مهمات نظامی ساخته شده است.
جنس بدنه آن از چوب ضخیم با تسمههای فلزی مقاوم بوده و برای حفاظت از محتوای حساس در شرایط میدانی طراحی گردیده است. این نوع جعبهها در ارتشها برای بستهبندی و انتقال ایمن اقلام مهمی همچون چاشنی نارنجکها و خرج پرتابهها بهکار میرفته است.
ویژگیهای برجسته این محصول، طراحی مستحکم، اصالت تاریخی و ابعاد خاص آن است که میتواند بهعنوان یک انتخاب جذاب برای دکورهای یادگاری، پروژههای یادبود و نمایشگاههای دفاع مقدس مورد استفاده قرار گیرد.
❤️ شناسه اثر: 4011636
جعبه دکوری خمپاره منور ۱۲۰ میلیمتری M1
💠 جعبه دکوری خمپاره منور ۱۲۰ میلیمتری M1
بیشتر بدانیم: این جعبه در اصل برای نگهداری و جابجایی ۲ گلوله خمپاره ۱۲۰ میلیمتری منور (ILL M1) ساخته شده است. گلولههای منور برای روشنسازی میدان نبرد در شب و شرایط کمدید به کار میروند و از تجهیزات حیاتی در عملیاتهای نظامی محسوب میشوند.
بدنه جعبه از چوب ضخیم و مقاوم ساخته شده و با تسمههای فلزی و دستگیرههای طنابی تقویت شده است تا در برابر فشار و شرایط سخت میدانی دوام بالایی داشته باشد.
ویژگیهای برجسته این محصول، ابعاد بزرگ، طراحی مستحکم و کاربرد خاص آن در تسلیحات پشتیبانی است که میتواند گزینهای جذاب برای دکورهای یادگاری، پروژههای نمایشی و نمایشگاههای دفاع مقدس باشد.
❤️ شناسه اثر: 4011635
جعبه چوبی دکوری نظامی
💠 جعبه چوبی دکوری نظامی
بیشتر بدانیم:
این جعبه چوبی با رنگ سبز تیرهی نظامی و ظاهر کهنهکار خود، روایتگر داستانی از دوران جنگ و عملیات است. این نوع جعبهها در گذشته برای نگهداری و حمل تجهیزات حساس نظامی، مهمات یا حتی ابزارآلات خاص به کار میرفتند. جنس چوبی مقاوم و طراحی ساده و کاربردی آنها، نمادی از دوام و پایداری در شرایط سخت میدانی است.
وجود علائم و نشانههای حک شده بر روی جعبه، مانند مثلثی که مشاهده میشود، معمولاً نشاندهنده محتویات، واحد استفادهکننده، یا شماره سری ساخت بوده و به اصالت و تاریخی بودن این گونه اقلام میافزاید. این جعبه با ظاهر منحصربهفرد و حس و حال نظامیاش، یک گزینه عالی برای علاقهمندان به تاریخ جنگ، کلکسیونرها و کسانی است که به دنبال دکوراسیونی با داستان و شخصیت هستند.
میتوانید از این جعبه در فضاهای با تم صنعتی، نظامی، یا روستیک استفاده کنید و با قرار دادن آن در گوشهای از فضا، یک نقطه کانونی جذاب و پر معنی ایجاد کنید. این جعبه نه تنها یک شیء دکوری است، بلکه یک قطعه از تاریخ را با خود به همراه دارد.
❤️ شناسه اثر: ۴۰۱۱۶۳۲
جعبه دکوری چاشنی پرکاشنی توپخانه M557
💠 جعبه دکوری چاشنی پرکاشنی توپخانه M557
بیشتر بدانیم: این جعبه چوبی در اصل برای نگهداری و حمل ۲۰ عدد فیوز پرکاشنی (PD Fuze) مدل M557 طراحی شده است.
فیوز M557 یکی از پرکاربردترین چاشنیهای توپخانهای محسوب میشود که روی گلولههای ۱۰۵ میلیمتری و ۱۵۵ میلیمتری نصب شده و بهمحض اصابت به هدف، عمل انفجار را فعال میکند.
بدنه جعبه از چوب مقاوم ساخته شده و با تسمههای فلزی تقویت گردیده تا در برابر فشار و شرایط سخت میدانی دوام بالایی داشته باشد.
ویژگیهای برجسته این محصول، ابعاد مناسب، اصالت تاریخی و کاربرد تخصصی در توپخانه است که آن را به گزینهای خاص برای دکورهای یادگاری، پروژههای نمایشی و نمایشگاههای دفاع مقدس تبدیل میسازد.
❤️ شناسه اثر: 4011631
جعبه دکوری موشک ضدزره 9M131-1 (Metis-M)
💠 جعبه دکوری موشک ضدزره 9M131-1 (Metis-M)
بیشتر بدانیم: این جعبه مخصوص نگهداری و جابجایی یک فروند موشک ضدزره 9M131-1 TBF است.
موشک 9M131-1 (متیس-ام) از خانوادهی موشکهای هدایت سیمی روسی بوده که با قابلیت نفوذ بالا در زرههای واکنشی و زرههای سنگین، بهعنوان یک سلاح تاکتیکی ضدتانک شناخته میشود.
مشخصات درجشده روی جعبه شامل:
تعداد: 1 فروند موشک
Lot: 76
تاریخ: 2018
ابعاد جعبه: 131×31×35 سانتیمتر
ویژگیهای برجسته این محصول، ابعاد خاص، طراحی صنعتی و ارتباط مستقیم آن با جنگافزارهای ضدزره مدرن است که آن را به انتخابی ارزشمند برای دکورهای یادگاری، پروژههای نمایشگاهی و رویدادهای دفاع مقدس تبدیل میکند.
❤️ شناسه اثر: 4011630
جعبه دکوری ۱۰۰۰ فشنگ ۷.۶۲×۵۲ Ball
💠 جعبه دکوری ۱۰۰۰ فشنگ ۷.۶۲×۵۲ Ball
بیشتر بدانیم: این جعبه در اصل برای نگهداری و جابجایی ۱۰۰۰ فشنگ کالیبر ۷.۶۲×۵۲ از نوع Ball ساخته شده است. مهمات Ball بهعنوان گلوله استاندارد، در طیف وسیعی از سلاحهای انفرادی و تیربارهای همکالیبر به کار میرود و یکی از پرکاربردترین انواع فشنگ در میدان نبرد به شمار میآید.
مشخصات درجشده روی جعبه:
تعداد: ۱۰۰۰ فشنگ
کالیبر: ۷.۶۲×۵۲
نوع: Ball (گلوله استاندارد)
حجم جعبه: ۲۶ دسیمتر مکعب
ویژگیهای برجسته این محصول، طراحی مستحکم، ظرفیت بالا و اصالت تاریخی است که آن را به انتخابی مناسب برای دکورهای یادگاری، پروژههای نمایشی و نمایشگاههای دفاع مقدس تبدیل میکند.
❤️ شناسه اثر: 4011629

نقد و بررسیها
حذف فیلترهاهنوز بررسیای ثبت نشده است.